سيد محمد باقر برقعى

131

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

اين زمان ار چون سرابى نازنينش در نظر نزديك ، * جاودان از او ، ولى ، فرسنگ‌ها دورم . لحظه‌اى ديگر * من به بال برف‌گونهء ابر مىشتابم سوى دورىهاى ناپيدا . * مادرم ، اما ، چون درختى پير ، * پر زده مرغ نشاط از وى ، همچنان مىايستد بر جاى : * پاى در گل مانده ، حسرتناك ، هر جوانهء آه او آويخته در باد ، * هر شكوفهء اشك او پرريخته بر خاك .